صدها هزار نفر دیروز تنها یک درد داشتند. درد "بیوطنی"...دردی که به سرزمین شان میگفت: هستی و ما نبود ترا گریه میکنیم. دردی که فریاد میزد: مردم باید رعایت شوند. راهپیمایی دیروز یکبار دیگر نشان داد که به راستی "زور مردم زور خداست". گویی همه بهانهیی میجستند تا بغضهای گرهخورده در گلوی شان را فریاد کنند و به صاحبان قدرت بگویند: ماییم که شمایید. دیوارههای مجازی قومی، که ساخته و پرداختهی کسانیاند که بر اساس آن قدرت و ثروت شان تضمین میشود، دیروز در کابل و امروز در جلال آباد و دیگر شهرهای افغانستان فرو ریخته شد. پس از مدتها برای نخستین بار تقدس چندین رهبر قومی زیر سوال رفت و مردم نشان دادند که دیگر فریب نمیخورند. در جایی باید ماشهی یکدستهگی اقوام کشیده میشد که به نظر من چنین شده است و این برای ملت افغانستان خجسته است و مبارک!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۲۷ ق.ظ توسط رازیق افضلی
|
چشمانم گویایی دلتنگی است, از روز کی خودم را شناختم در دیار غربتم, زیر باران قدم زدن را دوست دارم,